زندگی

متن مرتبط با «یا رقیه س» در سایت زندگی نوشته شده است

توییتر چگونه دنیا را متحول کرده است ؟

  • نیلوبلاگ

    بعد از اینکه توییتر درآمد سه ماهه چهارم خود را اعلام کرد، تمام چشمها به این غول رسانه اجتماعی خیره شد. بلافاصله بعد از اعلام درآمد ۷۱۰ میلیون دلاری و سود خالص ۹۰ میلیون دلاری، ارزش سهام بیش از ۱۱ درصد سقوط کرد. این خبر بد نیز به فهرست طویلی از عوامل عقبنشینی این شرکت اضافه شد و اکنون این سوال مطرح است که آیا توییتر آیندهای دارد. برخلاف سایر پ...

    ادامه مطلب
  • تقسیمu200cبندی مشتری (segmentation)

  • نیلوبلاگ

    در فرهنگ و ادب پارسی مفهوم «مشتری» مترادف با «خریدار» است و در مباحث مربوط با بازاریابی و فروش، مشتری به مخاطبانی گفته میxadشود که توانایی و استعداد خرید کالا و یا خدمتی را داشته باشند. در این تعریف «توانایی» به معنی امکان پرداخت وجه و «استعداد» به مفه...

    ادامه مطلب
  • عاقا یه سوال

  • نیلوبلاگ

    چرا شما بیانی ها اینگده به من اعتماد دارید؟! چیرا اینگده اطمینان دارید؟! من چه کردم مگر؟!...

    ادامه مطلب
  • فرق داره یا نع؟!

  • نیلوبلاگ

    تا بحال شده که ازتون بپرسن چاى مى خورى یا قهوه بگین فرقى نمیکنه؟ بپرسن پرتقال دوست دارى یا نارنگى بگین فرقى نمیکنه؟ بپرسن براى شام کجا بریم؟بگین فرقى نمیکنه؟ هیچ فکر کردین چرا نباید چیزى براتون فرق بکنه یا نکنه؟ وقتى براى خودتون همه چیز بى تفاوت هست و اونقدر اعتماد به نفس ندارین که نظرتون را محکم ابراز کنین چرا باید براى دنیا و کائنات فرق کنه که شما اصلا وجود دارین یا وجود ندارین؟ وقتى خودتون نمى دونین چى مى خواهین چرا انتظار دارین که کائنات بدونه چى به شما بده؟ وقتى نمى دونین چه شغلى را دوست دا...

    ادامه مطلب
  • خدایا عاشقتم...

  • نیلوبلاگ

    اینکه اولین بار 243 تا پیام تو پی وی هام میبینم برام عجیب بود دونه دونه شون پرسیده بودن... -ممد بابات خونه اس؟! +ممد بابات امروز شیفت نیست که ×ممد بابات خوبه؟! *ممد بابات تو پلاسکو نبود که؟! /ممد بابات سرکار نیست که؟! و خیلی پیامای دیگه... خدایا واقعا عاشقتم :)...

    ادامه مطلب
  • محمد هستم کنار بچه ها...

  • نیلوبلاگ

    آقا رفتم کلاس :) یه ساعت غر و غر و غرکه چرا دیر اومدی و این چرت و پرتا... رفتیم حالا جم و جور شد کارامونو شد ساعت 4 و نیم... گفتیم پاشیم بیایم دیگه حوصله مون پوکید... آقا ما داشتیم از یافت آباد میومدیم طرف امام زاده حسن بازم بچه های تهران: یجا هست که دو تا خیابون یافت آفاد و بغلیش یکی میشن و دست راست"اگه سمت امامزاده حسن باشید" یه xa0جایی هست دارن میسازن... حالا همه: اونجا یه جایی هست یدونه مغازه کبابیه بعد یدونه از این آدم عروسکی ها اونجا بود... بد بخت توی تنهایی خودش هی قر میداد هی قر میداد......

    ادامه مطلب
  • به عیادت میرویم

  • نیلوبلاگ

    میریم عیادت یکی از دوستام...آپاندیسشو عمل کرده.... میخوام واسش آناناس ببرم^_^ پ.ن: ینیا خدایی این آپاندیس تو اون دنیا دهنشو وا کنه سرویسش میکنم....علاف...

    ادامه مطلب
  • همساده

  • نیلوبلاگ

    دو روزه یه همسایه اومده برامون دختره و اصلا فازه ش به من نمیخوره.... از این کلاه دپ و اینجور آت آشغالا دیروز همون غزی و محمد اینا اومده بودن خونمون البت فقط بچه ها....داشتیم عشق و حال میکردیم که ناگهان خری گفت:نظرتون چیه بریم پارک؟ همینجوری که بند بساط رو(توپ والیبال، تور، لباس) جم کردیم فهمیدم کلا هدفشون از اومدن این بود منو بردارن ببرن پارک... داشتیم میرفتیم پایین که تو آسانسور جا نشدیم قرار شد منو ممد و غزی از پله ها بیایم.... یه آن در خونه اونا باز شد وxa0 -سلام... +سلام... -خوبید؟ . . ....

    ادامه مطلب
  • پایان...

  • نیلوبلاگ

    جا داره بگم حسین خانی عمت بهم بدهکاره.... بالاخره تموم شد....آخیش بریم بکبیم...

    ادامه مطلب
  • واویلا حسین واویلا

  • نیلوبلاگ

    "اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ" *بی بی جان! خوش به حال اونایی که اومدن مدافع حرمت شدن،دیگه نمی خوان ببینند یه بار دیگه اسیری بکشی زینب* "اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ" ...

    ادامه مطلب
  • عسل

  • نیلوبلاگ

    امشب شب اهلا من العسله شب شهادت دومین پسر امامی که جنازه اش تیر باران شد... آقا جان یه سوال....جان مادرت جوابم رو بده.... چه گناهی کردم نمیزاری بیام کربلا؟ یه سال مدرسه...یه سال خانواده....آقا دلتنگ داداشتم.... آقا جان یه سوال دیگه...اینو جواب هم ندی اشکالی نداره چون طاقت شنیدنشو ندارم... آقا وقتی تابوتت تیر بارون شد برادرت دونه به دونه تیر هارو از بدنت کشید بیرون..... آقا موقعی که برادرت تیر باران شد چیکار میکردی؟...

    ادامه مطلب
  • یا رقیه...

  • نیلوبلاگ

    حرفی xa0ندارم ولی امسال سال گندی بود...خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی...

    ادامه مطلب
  • از بس که پشت ناقه عریان دویده بود

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. از بس که پشت ناقه عریان دویده بودرنگ رخ لطیف و کبودش پریده بوداز بس که گریه کرد صدایش گرفته بودمانند مادرش قد او هم خمیده بوددشمن نه این که صورت او را کبود کردحتی تمام گیسوی او را کشیده بوداین که تمام موی سر او سفید شدحتما صدای داد کسی را شن...

    ادامه مطلب
  • سیه پوشی

  • نیلوبلاگ

    هعیییی آقا جان... ممنون که عمری دادی تا دوباره با لباس فرم مشکی ات نوکری کنم.... دلم هوای غروب کرب و بلا دارد چقدر......

    ادامه مطلب
  • راست و دروغ

  • نیلوبلاگ

    کسی که سخنانش نه راست است نه دروغ فیلسوف است. کسی که راست و دروغ برای او یکی است چاپلوس است. کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است. کسی که دروغ میگوید تا پول بگیرد گداست. کسی که پول میگیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است. کسی که پول میگیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است. کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است. کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر است. کسی که دروغ خودش را باور میکند ابله است. کسی که سخنانش دروغش شیرین است شاعر است. کسی که علی رغم میل باطنی خود دروغ میگوید ...

    ادامه مطلب
  • روز سوم زهر ماری....

  • نیلوبلاگ

    همین که رفتیم توی قبرستون با یه صحنه عالی رو به رو شدم... پرچم هایی رو که سفارش داده بودم خریداری شد^_^...حدود 420 هزار شد پولش... زنگ خورد عین یه گله ریختیم تو کلاس... معلم دینی اومد...کلی نشست حرف زد-اونایی که پای دهمن کتاب دین و زندگی رو میگم...-همینجوری داشت ور ور ور ور یهو یه شبهه از کتاب عقاید انداختم پرتم کرد بیرون...مرد تیکه ببعی...دارم برات... زنگ دوم انشا داشتیم معلم گفت با (علی،خواب،دانه) جمله بساز...من گفتم شتر در خواب بیند پنبه دانه....بهم 3 تا 20 داد...خودم انتظار داشتم پرتم کنه بی...

    ادامه مطلب
  • مدرسه بمیری راحت شم

  • نیلوبلاگ

    دلم واس ساعت 3.5 شب تنگ شده... کجائیییییی؟ توف تو ذاتتون توف اه حتی لیاقت توف رو هم نداری...گور بابات...بیخیال.......

    ادامه مطلب
  • عکس

  • نیلوبلاگ

    میتونید عکس بچگیاتونو بزارید و عکس های بقیه رو هم ببینید... http://crazyfriends.blog.ir/1395/03/16/عکس-بچگیامون#send_comment...

    ادامه مطلب
  • مدرسه کوفتی

  • نیلوبلاگ

    پ.ن:برنامه مدرسه ام.... پ.ن۲: تو حلی میخونم...

    ادامه مطلب
  • روز سختیه

  • نیلوبلاگ

    امروز خیلی روز سختیه.... هم امتحان عقاید... هم امتحان احکام... هم امتحان اخلاق... اینا مارو چی فرض کردن خدا داند.... پ.ن:دیگه مغزم نمیکشه.... نه علامه حلی پروندمو میده برم اون مدرسه کوفتی.... نه اندیشمندان پولمونو پس میده بریم حلی..... دیگه دارم روانی میشم... پ.ن۲:عکس پایینی عکس کیک مون توی ولنتاینه... ...

    ادامه مطلب