امروز کلاس المپیاد داشتیم...
یه جا با 2 تا از بچه ها قرار گزاشتیم که همو ببینیم....
یکیشون زنگ زد گفت نمیام...اون یکی هم خواب مونده بود ?_؟ !_!
تنهایی رفتم کلاس...3 زنگ اول ترکیبیات داشتیم و دو زنگ آخر هم هندسه....
سر زنگ های ترکیبیات اینقد نوشتم که اصلن حالم جا اومد....
یهوویی نوشت: من با 3 تا چیز آروم میشم....سوال و نوشتن ریاضی...سوال و نوشتن هندسه و اثبات....نوشتن یه متن...
گذشت رسید 2 زنگ آخر ینی زنگ چهارم و پنجم و زنگ عشق ینی هندسه...
در کمال تعجب دیدم معلم المپیاد هندسه مون نیومده بجاش یه آقای هپلی اومده بود...
یه ذره گذشت دیدم نع این معلم هیچی بارش نی اصن نوترون نوترون....داشته رد میشده دیده هوا سرده اومده تو....
بازم گذشت...این آقا اومدن قضیه تالس رو از طریق تشابه اثبات کردن....
من: آقا ما اثبات تالس به تشابه میرسیم...
-خو الان خواستی بگی بلدی؟
بغل دستیم:ممد این گاوه ولش کن 2 تا زنگ بگذره...
-نگفتیا الان خواستی بگی بلدی؟
+آره خواستم بگم بلدم.
-خو الان که دیدی عین خر تو گل موندی؟ فهمیدی بلد نیستی؟
+نه فقط من بلکه 14 نفر دیگه این کلاس هم بلدن و تنها کسی که تو این کلاس بلد نیست اینو اثبات کنه مث اینکه شمایید؟
-آقای استاد بفرما بگو چجوری میتونم اینو بدون تشابه اثبات کنیم؟
+از اونجایی همه بچه ها بلدن نیازی به توضیح نیست....
-هرکی اینو بلده به همراه خودتون برید بیرون....
(شک داشتم که بچه هامون باهام بیان....یه یاعلی گفتم با کیفم رفتم بیرون)
رفتم بیرون نشستم رو راه پله...دیدم دونه دونه بچه هامون میان بیرون^_^
خیلی خوشحال شدم وقتی دیدم بچه هایی که بیشتر از 7.8 روز با هم نبودیم اینجوری پشتم هستن....
رفتم پایین دفتر مشاور از ب بسم الله تا سین خناس واسش گفتم....
اونم گفت برید خونتون واس جلسه بعد دیگه این دیوونه رو نمیاریم....
اصن حال کردم....
از اون پاچه خوار ها هم بدم نمیاد...چون ارزش ندارن...
(از اینجا به بعد اگه تهرانو میشناسید یا تهرانی هستید بخونید)
از میدون آرژانتین شروع کردیم پیاده اومدن تا خونه....یه سر به مصلا امام زدیم...انداختیم از خیابون سهروردی اومدیم هفت تیر رفتیم به این مانتو زنونه ها خندیدیم و رفتیم پارک لاله....یه کوچولو والیبال بازی کردیم بعد اومدیم انقلابو گشتیم و میگفتیم و میخندیدیم تا رسیدیم میدون آزادی....
طول کشیدن این علافی رو تا این حد بگم از ساعت 11.5 تا الان داشتیم میچرخیدیم و همین الان رسیدم خونه...هنوزلباسام تنمه...
پ.ن:
دروغ بگو تا باورت کنند
آب زیر کاه باش تا بهت اعتماد کنند
بی غیرت باش تا آزادی حس کنند
خیانت هایشان را نادیده بگیر تا آرام باشند
کذب بگو تا عاشقت شوند
هرچه نداری بگو دارم
هرچه داری بگو بهترینش را دارم
اگه ساده ای ، اگه راستگویی ، اگه باوفایی ، اگه با غیرتی
اگه یکرنگی بدان که همیشه تنهایی رفیق …
ما را در سایت زندگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112