گزیده ای از گند کاری های امروز+پ.ن۲

خرید بک لینک

رفتیم مدرسه....انگول زدیم رفتیم تو....همش دنبال راه فرار بودم....ساعت شد 2:45 دیقه و یه ساعت تا زنگ مونده بود...از معلم اجازه گرفتم برم هوا خوری....رفتم توش یه دستشویی به قفلش یه نخ بستم اومدم بیرون اونو قفل کردم و از مدرسه زدیم بیرون....

رفتیم نوتلا رو زدیم بر بدن...به حدی چسبید که قرار شد شنبه هم بریم....

حالا من یدونه شیر شیک شکلات اضافی خریدم برای خنده(انا خر پول) گذاشتم زیر یکی از بچه هامون نشست روش^_^

بماند که کل پشت شلوارش قهوه ای شد کف مغازه هم به گند کشیده شد...

بعد الفرار و اومدیم مدرسه...رفتم تو دیدم مدیر و ناظم و معلم وایسادن پشت در دستشویی دارن منو صدا میکنن...منم ریلکس رفتم نشتم تو کلاس سر جام...زنگ که خورد زود انگشت زدم و از مدرسه زدیم بیرون چون که کلاس المپیاد اضافه رو هم موندم دقیقا الان رسیدم خونه....^_^

پ.ن:اون پسره ا همون شلوار اومده بود مدرسه....اینقده خندیدیم بهش که فک کنم محرممون تباه شد....الان سر درد دارم...

پ.ن۲:از بس خندیدم حالم خراب شده تا الان 2 بار شدم گلاب به روتون....داریم میریم بیمارستان

زندگی...

ما را در سایت زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: گزیده ای از مقالات شمس تبریزی,گزیده ای از کتاب بیشعوری,گزیده ای از نهج البلاغه,گزیده ای از کتاب شازده کوچولو,گزیده ای از اشعار مولانا,گزیده ای از اشعار شهریار,گزیده ای از اشعار سهراب سپهری,گزیده ای از کتاب دو قرن سکوت,گزیده ای از یک کتاب,گزیده ای از کتاب, نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 16:57

صفحه بندی