تنفر....
عشق...
نمیدونم چجوری باید کنار یکدیگه بزارمشون...
همه جوره میشه
عاشق متنفر شدنم...
متنفرم از عاشق شدن...
عاشق تنفرم شدم...
از عشقم نفرت دارم...
نه، این یکی نمیشه...فک نکنم تا این حد خراب شده باشم...
خدای تنفر هستم...
شیطان عاشق هستم...
شاید خدای شیطان هستم...
شاید هم شیطانی باشم که خدا شده...
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یکی از رفقا واس خاطر اول مهر تب کرده داره هزیون میگه....
البته شاید به این ربط داره که از عشقش داره دور میشه...
ولی من میدونم واس اوله مهره...
بهار یه پست گذاشته بود با این موضوع که چقد حال میده گوشی یه پسرو برداری....
میدونم و کاملا هم درک میکنم چون هم گوشیه پسرا رو برداشتم هم دخترا رو...
ولی هیچی به پای برداشتن گوشی یه دختر نمیرسه...
برداشته بودم...
12 تا شماره پیدا کردم به نام عشقم ثبت شده بود....
+د لا مصب قلبه یا کاروانسرا؟
به تک تک شماره هها زنگ زدم...خودمو به اسم بهراد معرفی میکردم و میگفتم دوست پسر جدیدشم...
ینیا در عرض یه رب دختره رو یه جوری بد بخت کردم که نگو....
هرچند که بازم دلداری دادنش افتاد گردن خودم...ولی بازم حال داد شدیددددددددددددددد
زندگی...
ما را در سایت زندگی دنبال میکنید
برچسب: عشق تنفر,تنفر از عشق,عشق و تنفر,تنفر بعد از عشق,عشق یا تنفر,عکس تنفراز عشق,عشق یک تنفر,تنفرو عشق,عکس تنفر عشق,تنفر در عشق, نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 0:30