ایشالله پاره شی شیش کوچولو....

خرید بک لینک

بالاخره از این خرابه برگشتم....

توف تو ذاتت مدرسه...توفففففففف

اول رفتم تو...همه بچه های اکیپ نشسته بودن و منتظر من بودن تا بیام بعد با هم مدرسه رو خراب کنیم....همون اول کاری با بچه هایی که ۳ ماه ندیده بودمشون با این مضمون خوش و بش کردیم....

-سلام ممد

+ممد عمته....

-هووووووو

+خو یابو عمه نداری که....

-عمه ندارم غیرت که دارم...

چه کنم که هممون روانیم...البت این مکالمه بالا کم فوش ترین مکالمه بود^_^

رفتیم وایسادیم سر صف تا اون شیش کوچولو بیاد زر بزنه(اسم مدیرمون حمزه هستش)

همون اول اومد حرف زد و حرف که چه عرض کنم...بعد دونه دونه معلما اومدن حرف زدن و ماهم با کلی فوش به روح پاک و مقدس عمه مسئولین مدرسه زیر آفتاب داشتیم برنزه میکردیم....


رفتیم سر کلاس....

زنگ اول معلم اومد گفت "سلام" منم گفتم "علیک گل مننننننن"

بعد منو انداخت بیرون#_#


زنگ دوم هم چون زنگ پیش خسته شدم خوابیدم....


زنگ سوم شیمی اندازه یه سال جزوه داد....دیگه به جایی رسیده بود که زنگ غذا من دهنمو فرو میکردم تو قاشق به جای اینکه قاشق رو بزارم تو دهنم....


سر زنگ ناهار بند بساط محرمو جور کردیم و یه چیزی حدود ۱ میلیون خرج گذاشتیم رو دست مدرسه و اومدیم....


زنگ آخر فیزیک...ای خدا این معلم اینقده جیگره که نگو....عین این روسا کلا سفیده سفیده...هیچی دیگه اومد کلی خندیدیم و ...

الان هم با لباسای مدرسه دارم پست میزارم...

زندگی...

ما را در سایت زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 17:26

صفحه بندی