زندگی

متن مرتبط با «هی رفیق مجازی من» در سایت زندگی نوشته شده است

بیچارگی من

  • نیلوبلاگ

    از مدرسه که اومدم خونه ساعت ۶ رفتم هیئت الان که اومدم خونه دیدم یه لشکر ریختن خونه مون....فامیل های مامانم(دختر عموها و پسر عموها و بچه هاشون)...خیلی دوسشون دارم ولی خسته ام... همین که درو باز کردم سلام حاجی*** حاجی عمته چطور ممد***ممد نه آقا محمد مامانم: + من: - +محمد -جونم مامان؟ +آیدا میگه اون سری بردیش پارک خیلی بهش خوش گذشته خواهش کرده اگه میشه دوباره ببریش پارک.... -خسسسسستتتتتتتتمممممممم ولی چون شما میگی چشم +بدو پس ساعت ۱۱ خونه باشیدا.... -باش پس من گوشیه شما رو بردم +ببر -آیدا بپاش بر...

    ادامه مطلب
  • وضعیت من...

  • نیلوبلاگ

    ناموسا حالم شدید خرابه.... کلی خوابم میاد... دیروز تا ساعت 5.5 صب عین جغد ها نشسته بودیم.... رفتیم پارک کلی گشتیم....تا این حد دیگه از هر جا میخواستیم بگذریم همه چی تکراری بود....رفتیم روی پل...اونجایی که مردم ماهی میگرفتن....منم با پفک نمکی از لاکپشت ها و ماهی ها پذیرایی میکردم...اینقده حال داد....اونطرف 2 تا مرغابی بودن یکیش سرش رو بدن اون یکی بود اصن یه وضعی..... 4 نفری عشق و حال میکردیم که از خونه ندا اومد برگردید خونه.... برگشتیم ولی عین جغد تا صب کله سحر هرهر و کرکر راه انداخته بودیم......

    ادامه مطلب
  • شرمنده

  • نیلوبلاگ

    بچه ها ببخشید قرار بود ۲ روز واستون مداحی های و روضه های روز رو بزارم ولی شرمنده.... دیروز کلاس المپیاد بودم و بعد هیئت و بعدش ساعت ۱۱:۳۰ عین خرس افتادم کپیدم... امروز هم روضه سنگین بود ایشالله فردا.... پ.ن:بچه ها فعلا بیخیال کربلا دعا کنید شب سوم رو از دست ندم...خیلی برام مهمه......

    ادامه مطلب
  • هی رفیق

  • نیلوبلاگ

    دوستانم همه نابند ، طلا سیری چند ؟درد از همه شان دور ، بلا سیری چند ؟بی گل روی عزیزان ، نفسم می گیردبی حضور رفقا ، صلح و صفا سیری چند ؟ زندگی با همه تلخیاش یه درس خوب بهم داد اونم اینه که رفیق اونی نیست که باهاش خوشی ، رفیق اونیه که بدون اون داغونی !!! گلی دارم به دور از دیدگانمولی مخفی میان قلب و جانمکه گهگاهی کند یادی ز خاکشفدای آن رفیق و قلب پاکش ...

    ادامه مطلب