
دو روزه یه همسایه اومده برامون دختره و اصلا فازه ش به من نمیخوره.... از این کلاه دپ و اینجور آت آشغالا دیروز همون غزی و محمد اینا اومده بودن خونمون البت فقط بچه ها....داشتیم عشق و حال میکردیم که ناگهان خری گفت:نظرتون چیه بریم پارک؟ همینجوری که بند بساط رو(توپ والیبال، تور، لباس) جم کردیم فهمیدم کلا هدفشون از اومدن این بود منو بردارن ببرن پارک... داشتیم میرفتیم پایین که تو آسانسور جا نشدیم قرار شد منو ممد و غزی از پله ها بیایم.... یه آن در خونه اونا باز شد وxa0 -سلام... +سلام... -خوبید؟ . . ....
ادامه مطلب
ناموسا حالم شدید خرابه.... کلی خوابم میاد... دیروز تا ساعت 5.5 صب عین جغد ها نشسته بودیم.... رفتیم پارک کلی گشتیم....تا این حد دیگه از هر جا میخواستیم بگذریم همه چی تکراری بود....رفتیم روی پل...اونجایی که مردم ماهی میگرفتن....منم با پفک نمکی از لاکپشت ها و ماهی ها پذیرایی میکردم...اینقده حال داد....اونطرف 2 تا مرغابی بودن یکیش سرش رو بدن اون یکی بود اصن یه وضعی..... 4 نفری عشق و حال میکردیم که از خونه ندا اومد برگردید خونه.... برگشتیم ولی عین جغد تا صب کله سحر هرهر و کرکر راه انداخته بودیم......
ادامه مطلب