
امروز خیلی باحال بود... فقط خستم و نمیتونم بنویسم :) بدونید خیلی باحال بود :) پ.ن: خدایی ظلمه قبل از طلوع آفتاب بری... بعد از غروب آفتاب برگردی :|...
ادامه مطلب
میریم عیادت یکی از دوستام...آپاندیسشو عمل کرده.... میخوام واسش آناناس ببرم^_^ پ.ن: ینیا خدایی این آپاندیس تو اون دنیا دهنشو وا کنه سرویسش میکنم....علاف...
ادامه مطلب
من مامانمو میخواممممممممممممممممممممممممم حوصله ام سر رفته پ.ن:امروز همون آقای قاسمی که گفتم ممد عمته تو مدرسه یه جوری نگام میکرد اصن یه وضعی...
ادامه مطلب
دارم میرم پدرم در آد..... اصن چه آدم واقع بینی هسدم من..... میرم که برم....البت به فنا.... شب که اومدم سعی میکنم سوالاشو بزارم.... بچه ها اصلا دعا نیاز ندارم چون خودمم میخوام گند بزنم.... پ.ن: داداشم وقتی کوچولو بودبه جای "پیش به سوی" میگفت "سو به سوی"...
ادامه مطلب